داور بخش مستند تلویزیونی در سومین جشنواره بینالمللی چندرسانهای میراثفرهنگی معتقد است که باید ایران فرهنگی را از طریق جشنوارههایی مثل جشنواره چندرسانهای میراثفرهنگی جدی بگیریم، به همه بشناسانیم و به جهان بشریت عرضه کنیم.
مکرمه آقایی داور بخش مستند تلویزیونی در سومین جشنواره چندرسانهای میراثفرهنگی درباره اهمیت برگزاری این جشنواره گفت: میراثفرهنگی حاصل همه دستاوردهای معنوی بشر است. آنچه که ما اندیشیدیم، آنچه که در جهان ایجاد کردیم اعم از آنچه که به عنوان دستاورد ظاهری تمدنی شد از بناهایی که ساختیم، مکانهایی که ایجاد کردیم، اعم از کاخها، مساجد و سایر مکانهای میراثی کشور ما.از نظر فرهنگی هم میراثفرهنگی یک کشور تمام دستاوردهای معنوی آن کشور محسوب میشود. آنچه که باعث میشود که من در جهان علاوه بر ابنیه و مکانهای متعدد شناخته شوم، حاصل اندیشه من در طول تاریخ است. اعم از رمان، داستان، نمایشنامه و…
وی ادامه داد: ابن خلدون سخن معروفی دارد که میگوید وقتی که درباره تمدن صحبت میشود، همه گمان میکنند تمدن از آن جایی آغاز میشود که انسان به شهرنشینی رسید و مدنیت باعث شد که دستاوردهای انسان چه به لحاظ معنوی و چه به لحاظ مادی به چشم بیاید و آن به عنوان میراث یک کشور محسوب شود، ولی ایشان میفرمایند که واقعا اینطور نیست از همان دوران بدویت که هنوز مدنیت هم ایجاد نشده بود، به نوعی ما میراث تمدنی و فرهنگی جهان بشری را میبینیم. آن هم برای خودش یک ویژگیهایی داشت و اگر آنها نبود، ما به تمدنهای مدنی شهرنشینی و … نمیرسیدیم. وقتی که بدویت به پایان میرسد، ما تازه به مدنیت میرسیم، پس اینها را مجموعه میبیند. چرا از ابن خلدون در مقدمه صحبت میکنم، به دلیل اینکه ما دارای پیشینه تاریخی هستیم که از بدویت شروع میشود و تا مدنیت میرسد. تمام این دستاوردها در ایران باستان و تاکنون هست. آنچه که گفته میشود ایران باستان در ۲۵۰۰ سال خلاصه نمیشود، بلکه به روایتی میگویند پیشینه تاریخ بشری و تاریخ فرهنگی این کشور به چند هزار سال بیش از ۲۵۰۰ سال میرسد.
آقایی عنوان کرد: وقتی که ما چنین پیشینه و چنین دستاوردهای عظیم و بزرگی داریم، قطعاً برای جهان بشری موزههای متعددی برای عرضه داریم. موزه فقط آن نیست که ما در یک مکانی میبینیم، بلکه تمام دستاوردها و حاصل آنچه که بشر ایرانی به آن فکر کرد، هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح و آنچه که به دست آورد، همه اینها را ما میتوانیم عرضه کنیم و چه بهتر که از طریق این نوع جشنوارهها ما این ایران فرهنگی را به جهان بشریت عرضه کنیم.
وی اظهار کرد: متاسفانه ما بر اساس داشتههایمان حرکت نمیکنیم. تلاشهایی صورت گرفته است ولی هنوز موفق نشدیم آن دستاوردهای عظیم بشریمان را به جهان امروز عرضه کنیم. چنین جشنوارههایی محفل بسیار عالی و درخشانی است برای اینکه هم ما نیروهای خودمان را بشناسیم و هم از آن طرف بتوانیم سفارشهای خوبی به آنها بدهیم. وقتی آنها بدانند که میراثفرهنگی پاسداشت خوبی از این نوع تولیدات انجام میدهد و جشنوارههایی را برگزار میکند، آنها هم ترغیب میشوند برای اینکه چنین محصولاتی را تولید کنند. از هر جهت که نگاه کنیم سودمند است؛ هم به عنوان عرضه کردن به جهان بشری یعنی اینکه جهان امروز بداند که ایران جایی است که برخلاف آنچه که الان در خاورمیانه نشان داده میشود، فقط در آن جنگ اتفاق نیفتاده است. بنابراین ضمن اینکه استقبال میکنیم از وجود چنین جشنوارههایی بلکه حتی تاکید هم میکنیم که ای کاش گستردگی و موضوعاتش بیشتر باشد و تعداد منتخبین هم بیشتر شود و حتی بیش از سالی یک بار برگزار شود.
داور بخش مستند تلویزیونی در سومین جشنواره چندرسانهای میراثفرهنگی بیان کرد: من با توجه به اینکه تاریخ خواندم، نگاه متفاوتی دارم. وقتی شما در جهان وارد کشورگشایی میشوید، همه چیز گل و بلبل نیست. درست است که قتل و غارت کم صورت گرفته ولی جنگ، جنگ است و وقتی میخواهی فاتح شوی، باید اتفاقات مختلفی رخ بدهد.
وی در پاسخ به این پرسش که جشنواره میراثفرهنگی چه تاثیری در انتقال ارزشهای میراثی به نسل جدید دارد، گفت: به عنوان کسی که سالهای زیادی در رسانه کار کردهام، وقتی به تولیدات سایر کشورها نگاه میکنم، میبینم که آنها همیشه در سهگانه تولید میکنند؛ هم امروزشان را به جهان معرفی میکنند، هم گذشتهشان را به جهان معرفی میکنند و هم آیندهشان را. یعنی آنها آیندهنگریهای خیلی ویژهای دارند و بر اساس آن مستند میسازند. وقتی در این سهگانه حرکت کنیم، معلوم است که چشمانداز خوبی داریم یعنی دائما میگوییم که من همچنان که در قدیم بودم و اکنون زنده هستم، برای آینده هم دارم زندگیام را ترسیم میکنم که چه مسیری را میخواهم طی کنم.
آقایی تاکید کرد: اگر به میراث گذشتهمان خوب توجه نکنیم، امروزمان را هم زیاد خوب نمیشناسیم. کسی که تاریخ را درست نخوانده باشد باید خطاهای زیادی را تجربه کند، به دلیل اینکه به تجربه گذشتگان زیاد توجه نکرده است. به گفته بسیاری از اساتید از جمله استاد بزرگوار دکتر ندوشن اسلامی، اگر ما در زمان پیش از اسلام قلمرو ایران و حکومت ایران و پادشاهی امپراتوری ایران، امپراتوری سیاسی بود و ما بر جهان حکومت میکردیم، بعد از اسلام این امپراتوری تغییر پیدا کرد و ما تبدیل به امپراتوری فرهنگی شدیم. برای نشان دادن این نوع امپراتوری فرهنگی که حتی بسیاری معتقدند که اسلام در ایران درک شد و به جهان پیرامونی خودش انتقال یافت و اشاعه پیدا کرد، پس بنابراین ما به شناساندن میراثفرهنگی کشور چه در دوران پیش از اسلام و چه در دوران بعد از اسلام نیاز داریم و اتفاقا چقدر ما در معرفی و شناساندن ایران فرهنگی بعد از اسلام کوتاهی داریم.
وی گفت: ای کاش دبیرخانه جشنواره به صورت جدی فعالیت بیشتری انجام دهد و خودش تبدیل شود به مرجعی که موضوعاتی را به مستندسازان برتر کشور پیشنهاد دهد و حتی بودجه تامین کند. این کار دشواری نیست و کار ممتنع هم نیست، یعنی میشود این کار را انجام داد. با یاری چند مرکز مختلف چنین سوژههایی را سفارش بدهند، به دلیل اینکه وقتی که من این را به جوان امروزم عرضه میکنم، او میفهمد ایران در طول سدههای تاریخی چه مسیری را طی کرده، چه دشواریهایی را طی کرده، چه دستاوردهایی داشته و چه چیزی را برای جهان بشری عرضه کرده است و ما این ایران فرهنگی را باید جدی بگیریم و به همه بشناسانیم.
این مدیر فرهنگی بیان کرد: متاسفانه در بسیاری از مستندهایی که میسازیم خیلی به ابنیهها میپردازیم، اما تاریخ فرهنگی این کشور بیش از ابنیهها ارزش دارد و بیش از اینها ضرورت دارد که به آن بپردازیم. وقتی که به تاریخ فرهنگی این کشور نگاه میکنم و سیر آن را در نظر میگیرم، حضور افرادی مثل فردوسی حکیم بزرگ و نامآوران دیگر برایم توجیه میشود که چطور در جایی که بیشترین جنگها و بیشترین هجمهها به دلیل آن چهارراه فرهنگی و اقلیمی و جغرافیایی که ایران در آن قرار دارد و در آن تاخت و تازها چگونه جوهره اصلی ایران را حفظ کردند و وقتی این جوهره را به ما انتقال دادند با دیدن این مستندها و فیلمها میفهمم که جهان آینده برای بچههای من چگونه ساخته خواهد شد. یعنی جوان ایرانی من از آنچه که ما داریم به او عرضه میکنیم، میفهمد پدران ما برای نگه داشتن این اقلیم، این کشور، این جغرافیا و این فرهنگ عظیم چه تلاشهایی انجام دادهاند، چگونه ایستادند و مقاومت کردند، چه مقاومتهایی جغرافیای و فیزیکی و چه مقاومتهای معنوی و فرهنگی کردند.
وی ادامه داد: اگر جوان امروز فرهنگ و تمدن کره و سایر کشورها را بهتر از کشورش میشناسد، چون ما چیزی برای عرضه برایشان نداشتیم یا دست کم میشود گفت کم داشتیم. آقای دکتر ندوشن در کتابی مینویسند که کنفرانسی در کشور مصر بوده است و یکی از آن اصحاب اندیشهای که در آن کنفرانس شرکت کرده، خطاب به یک ایرانی میفرماید که ما و شما هر دو دارای تاریخ باستان بودیم، هر دو از کشورهایی هستیم که تمدنهای باستانی داریم، چه شد که مصر یک کشور عربی شد و شما ایران باقی ماندید؟ آنچه که در نوشتار و در آن مقاله دکتر اسلامی ندوشن آورده شده، این است که یکی از مصریان پاسخ میدهد که اینها یک انتقالدهنده بزرگ داشتند و اگر او نبود شاید ایرانی نبود. آنها فردوسی داشتند و ما نداشتیم. فردوسی بود که ایران پس از اسلام را زنده و پابرجا نگه داشت. انگار دوباره همه آن قوا را جمع کرد. قوایی که زمانی امپراتوری سیاسی بود و بر جهان حکومت میکرد. یک بار دیگر فردوسی انگار ققنوسی بود که بیدار شد و امپراتوری فرهنگی ایران را بنا نهاد.
آقایی گفت: متاسفانه ما با داشتن این منابع عظیم شگرف فرهنگی و معنوی هنوز نتوانستیم اینها را به بشر امروز انتقال دهیم و جوان امروزی و نسل امروز هرچه برای میراثفرهنگی قدم بردارد، کوشش و تلاش کند اثری که بر جا خواهد گذاشت اصلاً قابل ارزشگذاری نیست. کاری است که برای همه بشر ایرانی امروز دارد و شاید برای جهانی که میخواهند ایران باستان و ایران پس از اسلام را بشناسند. بنابراین شاید تصویر امروز و دوربینهای امروز باید تبدیل به فردوسیهای بسیاری شوند برای نگه داشتن ایران بزرگ و ایران فرهنگی بزرگ.
