داور بخش تئاتر عمارت در سومین جشنواره بینالمللی چندرسانهای میراثفرهنگی معتقد است که برای انتقال میراثفرهنگی به نسل آینده هر کاری که از دستمان برمیآید باید انجام دهیم و هر کاری در این زمینه انجام دهیم کم است.
آرش دادگر داور بخش تئاتر عمارت در سومین جشنواره بینالمللی چندرسانهای میراثفرهنگی بیان کرد: ضرورت برگزاری چنین جشنوارهای میراث چند هزارساله ماست؛ میراثی که باید همیشه یادآوری شود و این یادآوری باعث میشود که ما هر روز بخواهیم بهتر از دیروزمان باشیم و جلو برویم، همانطور که در گذر تاریخ که نگاه میکنیم میبینیم که فضلا، علما، دانشمندان، اهل فن، اهل شعر و اهل ذوق بسیاری بودند که به گذشته خودشان نگاه میکردند و سعی میکردند، گام جدیدی را در شرایط اجتماعی خودشان رو به جلو بردارند. به همین دلیل ست که ما در بستر تاریخی خودموان وقتی نگاه میکنیم به گذشته، میبینیم که هیچگاه قرون وسطایی نداشتیم. ما همیشه رو به جلو حرکت کردیم و آنچه که فقط باعث این شد که شاید عقب بیفتیم، ورود بیگانگان بوده است و مورد هجوم بیگانگانی قرار گرفتیم که خواستند از سرمایه ما، آب سود ببرند به همین دلیل جلوگیری شد از اینکه ما بتونیم گامهای بلندتری را رو به سوی آیندهمان برداریم. آنها برای اینکه ما فراموش کنیم که چه هستیم و چه بودیم خیلی برنامهریزی کردند، چیزی که من معتقدم هنرهای نمایشی میتواند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد، این به یاد آوردن است.
وی ادامه داد: قدرت یک اثر تئاتری در این است که کاری کند شما به یاد بیاورید آنچه که بودید، آنچه که هستید و آنچه که باید باشید و آنچه که خواهید شد. برگزاری چنین جشنوارهای در سالهای آینده قطعاً تاثیرگذاری خیلی بیشتری خواهد داشت، در صورتی که بتواند قدرتمندتر و با بودجه بیشتری مردم را درگیر خودش کند. فقط موزهای برگزار نشود بلکه در دل خود مردم باشد و امیدوارم که این اتفاق در سالهای آینده بهتر و بیشتر بیفتد.
دادگر درباره رابطه بین هنر و ترویج و حفاظت میراثفرهنگی گفت: قطعاً وظیفه هنر ملی همین است که داراییهای خودش و داراییهای فرهنگی و اجتماعی و تاریخی خودش را حفظ کند، پرورش دهد و بالندگی بیشتری به آن بدهد و باعث شود که جامعه، مخصوصا نسلهای جوان بدانند که در چه جایگاهی بودن، چه جایگاهی دارند و چه جایگاهی برای آینده خودشان در نظر میگیرند. وقتی به یک کشوری مثل ژاپن نگاه میکنیم، میبینیم که سنتهای خودش را در عین مدرنیته بودن، حفظ کرده است و به آن احترام میگذاده و این فقط دولت نیست که باید برای حفظ اینها تلاش میکند بلکه خود مردم هستند که این کار را انجام میدهند. ژاپن در عین اینکه بسیار کشور مدرنی است ولی کیمونوی خودش را حفظ کرده است، سنت چای و سنت سامورایی بودن و… را حفظ کرده است و چون قانون بوشیدو را دارد به آن افتخار میکند.
وی اذعان کرد: ما باید این افتخار را حفظ کنیم و به داراییهای خودمان افتخار کنیم و بدانیم که قرار نیست گذشته را مورد حمایت قرار دهیم. قرار است که با این گذشتهمان آینده بهتری ایجاد کنیم، اگر در گذشته این بودیم، پس میتوانیم همیشه جایگاه بالاتری داشته باشیم. برای انتقال میراثفرهنگی به نسل آینده هر کاری که از دستمان برمیآید باید انجام دهیم. هر کاری در این زمینه انجام دهیم کم است. باید با مدارس این کار را انجام دهیم یعنی بین وزارت میراثفرهنگی و وزارت آموزش و پرورش باید این تفاهم وجود داشته باشد که از سن کودکی و نونهالی و در کتابهای درسی به کودکان آموزش داده شود چون آنها هستند که آینده را میسازند، آنها هستند که این افتخار و این غرور را کسب میکنند که چه بودیم و چه خواهیم شد و باید حفظش کنیم. قرار نیست کسانی که مثلاً به سن ۵۰ سالگی رسیدهاند تشویق و ترغیب کنیم بنابراین به نظر من میراثفرهنگی خیلی وظیفه سنگینی دارد.
دادگر بیان کرد: وقتی نگاه این باشد که ما فقط به سازمانها و وزارتخانههایی که پولساز هستند و میتوانند درآمد زیادی داشته باشند، توجه کنیم دچار مسئله میشویم. در حالی که اتریش وقتی که جنگ جهانی اول را پشت سر گذاشت همه زیرساختهایش نابود شده بود. وقتی کشورهای دیگر به آنها وامهایی میدهند و بعد میآیند سرکشی کنند که آنها با وامها چه کردهاند، میبینند که سالن تئاتر و اپرا و گالری ساختهاند و میگویند ما متوجه شدیم که وقتی فرهنگ را نشر ندهیم همین ویرانی باقی میماند.
وی تاکید کرد: جشنواره باید به ای فکر کند که قرار است ما در ۵ سال آینده یا در ۱۰ سال آینده در چه نقطهای قرار بگیریم. ژاپن کشوری بود که اصلا ریشههای فوتبال نداشت، زیرا ریشههای فوتبال مردمی است و بچهها در کوچهها فوتبال بازی میکنند و یاد میگیرند اما در ژاپن ممنوع بود که بچهها در محلهها و کوچهها با توپ بازی کنند. به همین دلیل فوتبال در آن کشور ریشهای نبود. آنها از سال ۱۹۹۸ روی این موضوع برنامهریزی کردند و گفتند که ما سال ۲۰۲۰ میخواهیم جزو قدرتهای اول فوتبال دنیا باشیم و با یک برنامهریزی بلند مدت ۳۰ساله این اتفاق برایشان افتاد.
این هنرمند ادامه داد: آنها فکر کردند که چگونه میتوانند جوانها را تحت تاثیر قرار دهند، تصمیم گرفتند انیمیشنی بسازند و آن را برای هر نسلی تکرار کنند و به روز و مدرنترش کنند تا جا بیفتد، طوری که انگار همیشه فوتبال داشتهاند. بنابراین این سیاستگذاری مهم است که ما میخواهیم به چه نقطهای برسیم، آیا فقط میخواهیم جشنواره برگزار کنیم یا میخواهیم به این هدفی برسیم که همه مردم را در حفظ و حراست از غرور ملی در آینده دخیل کنیم.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: یک هنرمند، کسی که در وادی تئاتر است باید بداند که تا جامعه را نشناسد تا تاریخ را نشناسد تا سیر زندگی را در بسترهای اجتماعی و تاریخی این سرزمین نداند، یعنی به عبارتی صدای خفته مردم را در دل تاریخ کشف نکند نمیتواند کار تئاتر انجام دهد و اهل هنر باشد.
دادگر همچنین بیان کرد: بزرگترین مشکل ما این است که با هم گفتوگو نمیکنیم. جزیرههای کوچکی هستیم و همهمان میخواهیم چرخ را از ابتدا اختراع کنیم. همهمان میخواهیم نجاتدهنده و امیدبخش باشیم، در حالی که اگر با هم در فضای هنرهای چندگانه گفتوگو کنیم، اتفاقات خیلی خیلی مهمتری میافتد، پس امیدوارم که این جشنواره بتواند گفتوگو ایجاد کند. آنچه جایش در این جشنواره خالیست، گفتوگو میان هنرمندان و مردم است.
