داور بخش مستند تلویزیونی در سومین جشنواره بینالمللی چندرسانهای میراثفرهنگی معتقد است که جشنواره چندرسانهای میراثفرهنگی به نوعی گفتوگوی تمدنها و مردم و اقوام است و فرهنگهای مختلف جهان میتوانند در این جشنواره با یکدیگر بیشتر آشنا شوند و این آشنایی دوستی، صلح و ارتباطات سازنده بهتری بین مردم جهان با یکدیگر به وجود میآورد.
جواد قارایی داور بخش مستند تلویزیونی در سومین جشنواره بینالمللی چندرسانهای میراثفرهنگی گفت: جشنوارهها مخصوصاً جشنوارههای فرهنگی و رسانهای معمولا برای دیده شدن و تاثیرگذاری به وجود میآیند. من فکر میکنم که جشنواره میراثفرهنگی مهمترین جشنوارهای است که میتوانست در ایران به وجود بیاید، به دلیل اینکه ما جزو پنج یا شش کشور برتر در داشتن بیشترین و متنوعترین جاذبههای گردشگری جهان هستیم و چه کسی بهتر از ما و چه جایی بهتر از ایران که میزبان این جشنواره باشد.
وی ادامه داد: ما سعی میکنیم که همه کشورها را در این جشنواره درگیر کنیم، چون به نوعی خودش گفتوگوی تمدنها و مردم و اقوام است و فرهنگهای مختلف جهان میتوانند در این جشنواره با یکدیگر بیشتر آشنا شوند و این آشنایی دوستی، صلح و ارتباطات سازنده بهتری بین مردم جهان با یکدیگر به وجود میآورد. هدف ما این است که ایران از چشماندازها و مناظر مختلف دیده شود، چه بخش تاریخی، چه بخش فرهنگی، چه بخش مردمشناسی و چه بخش مهم تمدنسازی ایران.
این مستندساز حوزه گردشگری خاطرنشان کرد: این جشنواره در دورههای مختلف حتی زمانی که سازمان میراثفرهنگی داشتیم، برگزار میشد اما به این شکل متراکم و به این شکل با اتحاد خوب و با قدرت بالا نبود. خداراشکر این جشنواره امروزه با حداکثر قدرتش فعالیت میکند. یک نکتهای که هست و یک نقطه ضعفی که ما داریم عدم تولیدات زیاد و فاخر است. من صرفاً راجع به تولید فیلمهای مستند صحبت میکنم و به بخشهای دیگر اصلا ورود نکردم. فکر میکنم که در بخشهای دیگر خیلی قوی هستیم اما در بخش مستند با اینکه تعداد مستندها خیلی زیاد است و کمیت بالاست اما کیفیت هنوز با آن کیفیت مطلوب ما فاصله دارد.
وی افزود: من فکر میکنم یکی از بهترین کارهایی که ما میتوانیم در این جشنواره انجام دهیم و یکی از بزرگترین کمکهایی که این جشنواره میتواند به کیفیت بکند، این است که جوایزی را در نظر بگیرد به شکلی که برای شرکتکنندهها مشوق باشد. یعنی هر کسی که فیلم یا مستندی در مورد ایران و جاذبهها و تاریخ و فرهنگ و طبیعت و اقوام ساخته به سفارش جایی بوده است. جایزه این جشنواره میتواند این باشد که بگوییم ما به شما کمک هزینه تولید مستند در زمینه جاذبههای یک استان را میدهیم، بنابراین آن فرد انگیزه پیدا میکند که با آن کمک هزینه یک مستند فاخر و هدفمند با شناخت مخاطب و با شناخت جشنواره بسازد، چون جشنواره هدفش این است که ما بتوانیم ایران عزیز را با تمام داراییهایش به بهترین شکل ممکن به کشور خودمان و به مردمان کشورمان و همینطور به جهانیان ارائه کنیم.
قارایی درباره تاثیر این جشنواره روی جامعه ایرانی بیان کرد: ما در جلساتی که داشتیم به این نتیجه رسیدیم که این جشنواره را مردمی کنیم یعنی مردم را هم درگیر این موضوع کنیم. در جشنوارههای قبل معمولا خود شورای سیاستگذاری، داوران و شرکتکنندهها حضور داشتند، اما در دوره سوم خیلی از برنامهها را به فضای باز از جمله بازارها و مکانهای تاریخی بردیم و مردم را دعوت کردیم که بیایند این رویداد را تماشا کنند و در آن شرکت کنند. مردم وقتی که با این جشنواره و جزئیات آن آشنا میشوند، در کنارش به موضوع فرهنگی و تاریخی، به میراث و جاذبههای گردشگری ایران حساس میشوند و سعی میکنند بیشتر با آنها آشنا شوند. وقتی که بیشتر آشنا میشوند چه اتفاقی میافتد؟ آشنایی و معرفت با خودش عشق میآورد و این عشق وقتی که در جامعه نسبت به تاریخ و فرهنگ و داراییهای بینظیر گردشگری سرشار میشود، باعث میشود که مردم از آنها محافظت کنند و این نگاه به نظر من خیلی با ارزش است که ما بتوانیم کاری کنیم که هم مسئولین و هم مردم نسبت به داراییهایمان آگاه شوند و به آنها عشق بورزند تا در نهایت این عشق باعث حفاظت از آنها و همچنین باعث کسب درآمد و توسعه پایدار در صنعت گردشگری شود.
وی اظهار کرد: یکی از مواردی که موجب قدرت بیشتر این جشنواره میشود، اعتبار جشنواره است. وزارت میراثفرهنگی بازوی قدرتمندی است که خودش یک اعتبار خیلی خوبی دارد و اسم وزارت میراثفرهنگی و اینکه متولی این جشنواره است، ۵۰ درصد این اعتبار را با خود آورده است،۵۰ درصد دیگر هم بستگی به آن اتفاقی دارد که میخواهد برای شرکتکنندگان بیفتد.
داور بخش مستند تلویزیونی در سومین جشنواره بینالمللی چندرسانهای میراثفرهنگی ادامه داد: یک شرکتکننده در این جشنواره باید همیشه با خودش فکر کند که من اگر در این جشنواره شرکت کنم، چه اتفاق قشنگی برایم میافتد؟ این اتفاق قشنگ را باید کسانی که مشارکت کردند یا متولی هستند، یعنی وزارت میراثفرهنگی یا استانهایی که مشارکت میکنند، رقم بزنند. باید کاری کنند هنرمندی که اثرش را آورده و در این جشنواره شرکت کرده است، بداند که نفع بسیار خوبی میبرد. حالا این نفع میتواند یک جایزه خیلی با ارزش باشد، میتواند معرفی برگزیدگان به سازمانها یا شبکهها یا هر جایی باشد که به آنها سفارش کار در همین راستا بدهند و میتواند یک کمک هزینه خیلی خوب باشد تا بتوانند دوباره کارهای فاخری بسازند.
وی تاکید کرد: باید یک جایی به این عزیزان و هنرمندان کمک کند تا انگیزه و در کنارش کمک مالی داشته باشند و بتوانند برای جشنواره آینده یک برنامهای را تولید کنند. حالا آن برنامه میتواند به سفارش استانها، اما با کمک همین جشنواره یا جایزه و کمک هزینه تولید یک اثر هنری در شاخههای مختلف برای جشنواره چند رسانهای باشد.
قارایی درباره انتقال مفاهیم میراثفرهنگی و ارتقای آگاهی نسل جدید از طریق جشنواره گفت: جوانهایی که جزو نسل زد هستند خیلی انگیزه و اشتیاق دارند و به شدت نیازمند این هستند که حمایت شوند. من همیشه خودم را جای آنها میگذارم که در آن سن چقدر نیاز داشتم حمایت شوم و چقدر پتانسیل در خودم دیدم و فکر میکردم که اگر زود حمایت میشدم، شاید میتوانستم کارهای خیلی بهتری ارائه دهم. نسل زد واقعاً نیاز به حمایت دارند و ما نیاز به صحبت با آنها داریم و نیاز داریم که یکدیگر را بفهمیم و سعی کنیم آنها را حتما وارد بازی کنیم و سعی کنیم که با همراهی باهم به روزتر باشیم، نگاه و تولیداتمان به روزتر باشد، چون نگاه آنها یک نگاه خلاقانه و به روز است و من فکر میکنم که حتما باید از آنها استفاده شود. به شدت به این اعتقاد دارم که باید کمکشان کنیم تا در آینده جشنواره خلاقانهتر، جذابتر و موثرتری داشته باشیم.
وی در پاسخ به این پرسش که برای رونق بیشتر جشنواره در بخش بینالملل چه کارهایی میتوان انجام داد، گفت: پیشنهادم برای جهانی شدن این است که اول از همه یک بودجه خیلی خوب در نظر گرفته شود و دوم اینکه باید در تلویزیون و بیلبوردهای شهری آن کشورهایی را که میخواهیم درگیر جشنواره کنیم حضور داشته باشیم. مثلا اگر قرار است این جشنواره در کشور ژاپن معرفی شود، از یک عکس زیبا از کوه دماوند که شبیه به کوه فوجی در ژاپن است، به عنوان یک نماد طبیعی و تاریخی و فرهنگی ایران است، در تبلیغات جشنواره در ژاپن استفاده شود. همچنین در ایران از فوجی یا از یک فرهنگ ژاپنی عکس داشته باشیم و روی بیلبوردهای شهری به نمایش بگذاریم. در واقع باید یک ارتباط خانوادگی داشته باشیم. همه کشورها باید این جشنواره را یک خانواده بدانند که هر کدام از این کشورها اعضای آن خانوادهاند و این خودش باعث نزدیکی میشود.
